مرتضى مطهري

266

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

هميشه باقى خواهد ماند و در كشور وجود من گواهى صادق و شاهدى ناطق بر بطلان ماديت خواهد بود . فرويد و يونگ هر دو معتقدند كه احساسات مذهبى از روان ناخودآگاه آدمى سرچشمه مىگيرد . هر دو معتقدند كه احساسات مذهبى يك تجلى طبيعى است از روح انسان ، صرفاً عادت و انعكاس سادهء تلقينات اجتماع نيست ، با اين تفاوت كه به عقيدهء فرويد احساسات مذهبى عبارت است از تمايلات جنسى سركوب شده و مطرود كه از شعور ظاهر به شعور باطن گريخته و تغيير شكل داده ، يعنى تصعيد و تلطيف شده و به صورت مذهب تجلى كرده است ، همچنان كه احياناً به صورت ذوق هنرى يا علاقه و تحقيق و كاوش علمى تجلى مىكند . اما يونگ معتقد است كه شعور باطن منحصراً از عناصر مطرود از شعور ظاهر تشكيل نمىشود قسمتى از شعور باطن در اصل سرشت آدمى هست ، از آن جمله احساسات مذهبى است . به هر حال نظريهء فرويد نيز قدمى در راه فطرى بودن و طبيعى بودن احساسات مذهبى است ، نظريهء عادت و تقليد و تلقين را نفى مىكند . در اينجا قسمتى از سخن اينشتاين را نقل مىكنم . كتابى به فارسى به صورت مجموعه اى از قسمتى از نامه ها و مقالات اينشتاين ترجمه شده به نام دنيايى كه من مىبينم . فصلى دارد ( ص 53 ) تحت عنوان « مذهب و علوم » . در اين فصل ، مقدمه [ اى ] مىآورد كه محرك انسان عشق و آرزوست ، پس ببينيم چه محركى ( چه عشق و آرزويى ) مذهب را به وجود آورده است ؟ مىگويد : . با كمى دقت معلوم مىگردد كه هيجانات و احساسات موجد مذهب بسيار مختلف و متفاوتند . براى يك انسان ابتدايى ، ترس : ترس از مرگ ، ترس از گرسنگى . . . خصيصهء اجتماعى بشر نيز يكى از تبلورات مذهب است . يك